باران
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من ام
چه کسی نقش تورا خواهد شست
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای
باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست...
از دل من ام
چه کسی نقش تورا خواهد شست
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای
باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست...
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:8 توسط فرید
|
در امتداد نگاه تو