فرشته معصوم

یک نویسنده کودک و نوجوان با ارسال دردنامهای درباره «معصومه بریسم» دختر پنج ساله خوزستانی که از بیماری نادر پوستی رنج میبرد، نوشت: معصومه زندگی نمیکند، درد میکشد. هر روز و شب درد میخورد. درد او را میخورد! صدای فریادش لرزه بر اندام پدر و مادرش میاندازد. حسن احمدی، نویسنده کودکان و نوجوانان با ارسال یادداشتی به خبرگزاری مهر، با معصومه بریسم، دختر پنجساله خوزستانی که از بیماری نادر پوستی از زمان تولد رنج میبرد، ابراز همدردی کرد و احساسات خود را با مخاطبان این خبرگزاری در میان گذاشت.

«از صبح که آن گزارش تلخ را خواندهام حال دیگری دارم. هرچه را که به مغزم هجوم میآورد، بلافاصله خط میکشم. دست بردار نیستند دستهایی که در نگاه اول شباهت به جزامی بیش از یک قرن سن را دارند!...
معصومه پنج سال دارد. دستهایش، با آن زخمهای عجیب و دردناک که در تمام تنش، با او زندگی میکنند. معصومه زندگی نمیکند، درد میکشد. هر روز و شب درد میخورد. درد او را میخورد! صدای فریادش لرزه بر اندام پدر و مادرش میاندازد.
ـ او را کول بگیرند و به کجا ببرند؟
ـ پیش کدام پزشک؟
ـ پیش کدام متخصص؟
زخمهایی که وقتی میبینی دلت ریش میشود. میخواهی به جایی پناه ببریی، ساعتها اشک بریزی و باز آرام نگیری! یاد مادر و پدر درد کشیده معصومه میافتی؟ حس میکنی ضعف داری. سیری، اما ضعفات جانکاه است.
«معصومه، اهل روستای دوسلق، شهرستان شوش...»
هفته گذشته در سفری یک روزه با دوستی همراه بودم. معصومه مرا به یاد او میاندازد. بدنی پر از زخمهایی که آرام و قرار را از او میگرفت. پوست بدنش کنده میشد. مجروح شیمیایی بود. زخمهایش فقط با آمپولهای 900 هزار تومانی، با تزریق ماهانه خوب میشوند. تزریق نکرده بود. درد داشت. سخت بود...
ـ نهصد هزارتومان؟
ـ پولش را از کجا بیاورم؟
یاد سه سال پیش میافتم. از بمبهای شیمیایی صدام من هم بینصیب نماندهام. بمبهای شیمیایی با حمایت دهها کشور در تحمیل جنگی نابرابر. دستهایم پر از تاول شده بودند. خدا دلش به بیطاقتیام سوخت و خطشان زد.
ـ نکند برگردند؟!...
داد از زخمهای معصومه!... از پوشیدن لباس بیزار است. پوستهای چسبیده به لباسهایش او را میکشد. زنده که میشود بعد از کندن لباس که نه، کندن پوست تنش، باز همه چیز برایش تلخ است و درد! میخواهی هایهای برایش گریه کنی. بمیری! اگر معصومه فرزندت بود، چه میکردی؟ چه میتوانستی بکنی؟
و اگر یک روستایی ساده بودی با فقر زیاد، چطور؟ روزی چند مرتبه یک پدر و مادر بمیرند تا لبخندی بر لبان کودکشان بنشیند که نمینشیند، که هر روز سختتر از دیروز آنها را به دنبال خود میکشد.
شاید آمپولهای 900 هزار تومانی مرهم زخمهای دوستم برای این کودک نود و نه ساله هم کارساز باشد.
چه باید کرد؟ دختری با پنج سال سابقه زخمهای خونین چگونه آرام بگیرد؟
دختری با دستهای نود و نه ساله! چگونه اشک نریزد از این همه زخمهای خونین و دردناک؟
... و من شک ندارم این زخمهای ناشناخته سوغات شیمیایی آن از خدا بیخبران است. حتم دارم همین است.
... و آیا کسی هست به داد معصومه و خانوادهاش برسد؟ معصومه درمان میشود؟ با کدام پول؟ و کدامین ناجی؟...
حسن احمدی

25/6/1391»


چند وقت پیش تو روزنامه جام جم در مورد این دختر مطلبی رو خوندم که واقعا درداور بود حالا تصاویرش هم هست واقعا چیزی برای گفتن باقی نمیزاره
خودتون میدونید الان کشور وضعش طوریه که همینطوریش زندگی سخته چه برسه به اینکه یه هزینه ای هم برای درمان و ...صرف کنید
این شماره کارت پدر معصومه هست
میخوام همه کمک کنند حتی شده هزار تومن.....

6273533100563938 به اسم قاسم بریسم
البته اینم اضافه کنم که الان خبرهایی که من داشتم یه فرد خیری به اسم محمودی اگه اشتباه نکنم کمک کرده و هزینه عمل و مداواش رو بر عهده گرفته ولی با توجه به اینکه هنوز درمانی برای این بیماری وجود نداره به کمک شما نیاز خواهد بود