از فوتبال موتور گازي تا موتور بنز

هر چند 22 سال پيش كسي چندان اين حرف سرمربي وقت تيم ملي را جدي نگرفت، اما حالا كه پس از اين همه سال فوتبال مان را پشت سر چشم باداميهاي ژاپني و كرهاي، استراليا، عربستان و... ميبينيم، اين حرف علي پروين بيشتر در اعماق وجود مان زبانه ميكشد كه چرا نخواستيم براساس واقعيتها در فوتبال حركت كرده و از بازي احساسي به بازي همراه با شعور و برنامهريزي برسيم. گرچه فاصله فوتبال ايران فقط به كيفيت بازي و فاصله موجود ما از فوتبال پيشرفته برنميگردد و خيلي از مسائل مديريتي و زير ساختي را ميتوان در اين زمينه مثال زد، اما يقينا اگر امروز از قافله روز فوتبال دنيا عقبماندهايم، يكي از دلايل اساسي آن را بايد در مديريت سنتي و ديمي فوتبال ايران جستجو كرد. فوتبالي كه تنها نوك بيني خود را ديده و آيندهنگري در آن جايي ندارد. براي آنكه مثالي ملموس و دست به نقد در اين مورد داشته باشيم، اشاره ميكنيم به بركناري كاسيميرو، سرمربي پرتغالي صنعت نفت آبادان كه همين چهارماه پيش جايگزين كاستا، ديگر مربي پرتغالي بركنار شده زردپوشان فوتبال آبادان شده بود. جدا از آنكه همين آقاي كاسيميرو سال قبل از مربيگري صنعت نفت بركنار شده بود تا كاستا جاي او را بگيرد، بايد پرسيد اين انتخابها و آمدن و رفتنها بر چه مبنايي صورت ميگيرد؟ آيا اصلا منطق و استدلالي بر آن مترتب هست يا خير؟ گويا فقط اين وسط بايد چند صد هزار دلاري حيف و ميل شده و به جيب خارجيها برود تا صنعت نفت به مربي بومياي چون علي فيروزي اعتماد كند. كاري به اين نداريم كه واقعا كار كردن در فوتبال آبادان و تيمي چون صنعت نفت با تمام حاشيهها و انتظارهاي طرفداران متعصباش، كار سخت و دشواري است، اما واقعا بد نيست كمي هم به اطراف نگاهي انداخته و ببينيم، كشورهاي پيشرفته فوتبال چه راهكاري را در اين زمينه مورد توجه قرار ميدهند. فوتبالي مثل آلمان كه در بوندس ليگايش آنقدر دورانديشي هست كه وقتي ميخواهند براي باشگاه بزرگي چون بايرن مونيخ نسخه بپيچند، بيسر و صدا سراغ مربي بزرگ و جواني چون پپ گوارديولا رفته و با وي قراردادي سه ساله و بلندمدت را به امضا ميرسانند. در مكتب فوتبال بايرن حتي اگر يك فصل نيز با گوارديولا نتيجه نگيرند، بركناري آني جايي ندارد و برنامههاي خود را چند ساله تنظيم كردهاند. اين تنها يك نمونه است كه اميدواريم مورد توجه واقع شود.
در امتداد نگاه تو