بیدارش کنید
یارم به یک لا پیرهن
خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن
مست است و هشیارش کند
پروانه امشب پر مزن
اندر حریم یار من
ترسم صدای پرپرت
از خواب بیدارش کند
پیراهنی از برگ گل
بهر نگارم دوختم
بس که لطیف است آن بدن
ترسم که آزارش کند
ای آفتاب آهسته نِه
پا درحریم یار من
ترسم صدای پای تو
از خواب بیدارش کند
خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن
مست است و هشیارش کند
پروانه امشب پر مزن
اندر حریم یار من
ترسم صدای پرپرت
از خواب بیدارش کند
پیراهنی از برگ گل
بهر نگارم دوختم
بس که لطیف است آن بدن
ترسم که آزارش کند
ای آفتاب آهسته نِه
پا درحریم یار من
ترسم صدای پای تو
از خواب بیدارش کند
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 23:14 توسط فرید
|
در امتداد نگاه تو